سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )
84
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )
سلطان محمود از اين شعر ماده تاريخ بسيار خوشوقت شد و تمجيد كرد . پس از آن دو غزل ديگر نيز سرودم : لمؤلفه فرقت الىنى طوراولوربيلماس ايديم * اصلامين آنينك خيالينى قيلماس ايديم آخر مينى اوچراتى سينك عشقنينك انكا * اوزحاليمه قالسه سندين اير ايلماس ايديم دردمنى سنكاييغلاسهاى مه چشمم * بيردم كوزو مينك يا شينى مين سيلماس ايديم بيلسام مينى رد ايتكينكى آخر سين * هر كزايشيكينكهاى پرى كيلماس ايديم هجر آتشينى كاتبى اول تانيسام * عشقى يوليدامو نجه زمان يبلماس ايديم « 1 »
--> ( 1 ) - معنى اشعار غزل چنين است : نميدانستم كه دست فرقت دراز بود * اصلا من اين را به خيال خود نمىآوردم آخر عشق تو مرا بدان گرفتار ساخت * اگر به حال خودم ميبودم هرگز از تو جدا نميشدم اى مه ، اگر اشك چشمم دردم را به تو بگويد * يك دم آنها را از چشمهايم نميزدودم اگر ميدانستم كه آخر تو مرا رد خواهى كرد هرگز اى پرى ، به آستانه تو نمىآمدم * اى « كاتبى » اگر آتش هجر را از اول ميدانستم اينهمه زمان به راه عشق نميرفتم . ( ملاحظه مىشود كه چه اندازه كلمات و تركيبات فارسى در اين اشعار تركى وجود دارد )